خلوتکده من
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 15 آبان ماه سال 1384
تغییر آدرس وبلاگ

سلام دوستای عزیزم.بعد از تغییر کردن blogsky ,تمامی قالب های قدیمی حذف شدن و همینطور که میبینین تمامی لینکها هم از بین رفتند.اینو گفتم که ازم دلخور نباشینو بدونین که در اولین فرصت، لینکها رو میذارموبلاگ رو به آدرس دیگه ای انتقال دادم.ازاین به بعد همه مطالب،توی آدرس زیر نوشته میشن:

www.omidzendegi.blogfa.com

 

منتظر حضور سبز همه عزیزان  هستم


 
یکشنبه 1 آبان ماه سال 1384

نیمکت کهنه ی باغ

خاطرات دورش را

دراولین باران زمستانی

از ذهن پاک کرده است

خاطره ی شعرهایی را که هرگز نسروده بودم...

خاطره ی آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی...

 (حسین پناهی)




گاهی یه پرده ی تیره میاد، میشینه روی تمام شادی ها و فکرا و کارای مثبتمون ...
وقتی دلیلشو نفهمی
، می تونی به هر چیزی ربطش بدی! به
خاطره هات ، به درسی که مونده، به گرفتگی هوا، به دلتنگی،به دلخوری...

یا حتی
به
عصر دلگیر جمعه!...



خدایا!در اعماق قلبم

شاه نشینی نهان برای تو دارم.

شمع های سرورم به امید آمدن تو فروزانند.

آن زمان که بیایی این شعله ها تابناکتر میشوند.

خواه بیایی یا نه....

با اشکهایم تمامی این دنیای مادی را فرو خواهم شست.

خدایا!برای خرسندیت

با اشکهایم که به عطر عشق آغشته اند

پاهای سکوت تو را خواهم شست

و محراب روحم را تا آمدنت خالی نگاه خواهم داشت

لب نخواهم گشود و از تو چیزی نخواهم خواست

تو آلام و رنج انتظار این قلب شوریده را میشناسی

تو دعای مرا میشنوی

و میدانی که به هیچ کس دیگر چون تو عشق نمیورزم

خواه بیایی یا نه .....

به انتظارت خواهم نشست.....

حتی تا ابد.


 
یکشنبه 24 مهر ماه سال 1384
 

برگ  از درخت خسته می شه ... پاییز بهونه اس...


 

شباهنگام در ایوان می ایستم
به هیاهوی ستارگان در آسمان باغ گوش فرا می دهم
گوش کن
ستاره ای صفیرکشان فرو می افتد خاموش می شود
پای برهنه روی سبزه ها مرو!
باغ من از خرده ستاره های شکسته فرش شده است.

ادیت سودرگران



وقتی دلت میگیره ..


وقتی دلت آواره میشه ..


وقتی هیچ سرپناهی نداری ..

وقتی احساس میکنی تو هفت آسمون یه ستاره نداری ..


وقتی می فهمی که دنیا با همه ی قشنگیهای زود گذرش فقط یه

 بازی بوده و تو بازیگرش ...


وقتی چشات پُر از اشک هست و یه شونه مهربون برای گریه کردن
نداری ...


وقتی
چشماتو می بندی و مرگ رو آرزو میکنی ..

 

او نوقت به دلت نگاه کن ، به خودت، به گذشته ات و به اتفاقها

و عواملی که باعث این اتفاق شده اند نگاه کن ...


سعی کن حکمت زندگیت رو بفهمی ...


ببین در عوض چیزهایی که از دست دادی چی بدست آوردی ؟


اگر تونستی چیزهایی رو که بدست آوردی، ببینی،بفهمی و درک کنی
 
اونوقت تو برنده ای...


 حتی اگر به ظاهر بزرگترین شکست زندگیت رو تجربه کرده باشی!

چون با چیزهایی که بدست 
 آوردی میتونی آینده ات رو با

پایه های 
محکمتری بنا کنی ..


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 23415


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها